امروزه تیمهای توسعه نرمافزار بیشتری به توسعهدهندگان خود اجازه میدهند که از خانههای خود کار کنند. برخی از تیمها حتی بهطور کامل مجازی هستند و اصلاً دفتری ندارند. اگر تصمیم بگیرید که بهعنوان یک مشاور مستقل یا کارآفرین فعالیت کنید، احتمالاً خود را در موقعیتی خواهید یافت که بهتنهایی از خانه کار میکنید. اگرچه کار ریموت ممکن است مانند یک رؤیای تحققیافته به نظر برسد، اما واقعیت کار کردن با لباس راحتی شاید آنطور که تصور میکردید جذاب نباشد. چالشها و سختیهای زیادی وجود دارد که یک فرد دورکار باید با آنها روبهرو شود. در این فصل، درک بهتری از کار در خانه پیدا خواهید کرد و خواهید آموخت که چگونه با مشکلاتی مانند انزوا، تنهایی و حفظ انگیزه شخصی مقابله کنید.
چالشهای زندگی گوشهنشینانه
وقتی اولین شغل دورکاری خود را گرفتم، بسیار هیجانزده بودم. نمیتوانستم راهی بهتر برای کار کردن تصور کنم جز اینکه صبح از رختخواب بیرون بیایم، از راهرو عبور کنم و روی صندلی راحت خودم بنشینم. اگرچه هنوز هم فکر میکنم کار در خانه عالی است، اما بهزودی متوجه شدم که چالشهای زیادی وجود دارد که قبلاً انتظارشان را نداشتم.
چالش اول: مدیریت زمان
اولین و واضحترین چالش، مدیریت زمان است. هنگام کار در خانه، انواع حواسپرتیهایی وجود دارد که در محیط اداری خبری از آنها نیست. اگر تصمیم بگیرید تمام روز در فیسبوک بگردید، هیچکس بالای سرتان نیست که متوجه شود. وقتی پستچی بستهای را تحویل میدهد، شاید با خود فکر کنید: «هممم، شاید بهتر باشد یک میانوعده بخورم.» همسر یا فرزندانتان ممکن است وارد اتاق شوند و سؤالی بپرسند یا شما را برای «فقط یک دقیقه» از کار جدا کنند. قبل از اینکه بفهمید، تمام روزتان گذشته است و هیچ کاری انجام ندادهاید.
بسیاری از تازهکارهای دورکاری فکر میکنند که با کار کردن در ساعات نامنظم میتوانند این مشکل را حل کنند. آنها تصور میکنند که میتوانند از یک روز خوب و آفتابی لذت ببرند و شب کار کنند. اما این طرز فکر یک فاجعه است، زیرا وقتی شب میرسد، همیشه عوامل حواسپرتی جدیدی وجود دارد یا آنقدر خستهاید که دیگر توان نشستن پشت کامپیوتر را ندارید. راهحل واقعی این مشکل، مدیریت دقیق زمان است. شما میتوانید هر ساعتی که دوست دارید کار کنید، اما باید یک برنامه هفتگی تنظیم کرده و به آن پایبند باشید. هرچه برنامهتان منظمتر باشد، بهتر است.
دوستان و همسرم همیشه شوخی میکنند که چرا وقتی از خانه کار میکنم، همچنان از ساعت ۹ تا ۵ کار میکنم. اما همین برنامه است که تضمین میکند حواسم پرت نشود و کارم را جدی بگیرم. نمیتوانیم به خودمان اعتماد کنیم که حواسپرتیها را نادیده بگیریم یا زمان خود را عاقلانه مدیریت کنیم؛ باید از قبل آن را برنامهریزی کنیم، وگرنه بارها تسلیم وسوسهها خواهیم شد. باور کنید، من بارها این اشتباه را مرتکب شدهام.
چالش دوم: حفظ انگیزه شخصی
بگذارید همین حالا این را بگویم: اگر با انضباط شخصی و کنترل خود مشکل دارید، احتمالاً باید درباره کار از خانه تجدیدنظر کنید. بعد از مدیریت زمان، مهمترین عامل شکست در کار ریموت، از دست دادن انگیزه است. حتی اگر بتوانید زمان خود را بهخوبی مدیریت کنید، دیر یا زود ممکن است اصلاً حس کار کردن نداشته باشید. در یک محیط اداری، ترس از اخراج شما را مجبور به کار میکند. اما در خانه، هیچ چشمی بر کار شما نظارت ندارد.
اگر انضباط شخصی ندارید، متأسفم، اما احتمال موفقیت شما در دورکاری کم است. اما اگر کمی انضباط دارید، ادامه دهید. برای مقابله با این چالش، ایجاد یک برنامه و روال مشخص بسیار حیاتی است. زمانی که انگیزه کافی ندارید، یک برنامه کاری مشخص میتواند شما را به ادامه کار ترغیب کند. همچنین، باید تمامی عوامل حواسپرتی را از محیط کارتان حذف کنید. اگر تلویزیون کنار شما باشد، وسوسه روشن کردن آن بیش از حد قوی خواهد بود. هرگز روی اراده شخصی برای مقاومت در برابر وسوسهها حساب نکنید؛ بلکه عوامل وسوسهکننده را حذف کنید.
و اگر واقعاً هیچ انگیزهای ندارید، یک راهحل ساده که خودم بارها از آن استفاده کردهام این است: یک تایمر ۱۵ دقیقهای تنظیم کنید و شروع به کار کنید. در طول این ۱۵ دقیقه، اجازه ندارید حواستان پرت شود. پس از گذشت این زمان، احتمالاً متوجه خواهید شد که ادامه کار برایتان بسیار آسانتر شده است. من این روش را «ایجاد مومنتوم» مینامم.
چالش سوم: تنهایی
در ابتدا، کار از خانه ممکن است مانند یک آرامش مطلق به نظر برسد. اما پس از مدتی، سکوت بیش از حد میتواند آزاردهنده شود. ممکن است خودتان را در حال نگاه کردن از پنجره ببینید، دنبال کوچکترین نشانهای از زندگی بیرون. شاید حتی به این فکر بیفتید که با اولین رهگذری که میبینید صحبت کنید!
بسیاری از توسعهدهندگان نرمافزار که از خانه کار میکنند، هرگز تصور نمیکنند که ممکن است دچار تنهایی شوند. اما بعد از حدود یک سال، اگر راهی برای تعاملات اجتماعی پیدا نکرده باشید، احتمالاً احساس میکنید که در حال از دست دادن عقل خود هستید. در زندانها، یکی از بدترین مجازاتها، حبس انفرادی است، زیرا انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است.
چگونه میتوان با این مشکل مقابله کرد؟ پاسخ ساده است: بیرون بروید! فعالیتهایی را در برنامه هفتگی خود قرار دهید که شما را از خانه خارج کند و به شما فرصتی برای دیدن دیگر انسانها بدهد. همسر و فرزندانتان حساب نیستند! سعی کنید در گروههای محلی توسعهدهندگان نرمافزار که بهصورت هفتگی یا ماهانه ملاقات میکنند، عضو شوید. یا گاهی اوقات به یک کافیشاپ بروید و در آنجا کار کنید.
من شخصاً سه بار در هفته به باشگاه میروم که هم به حفظ سلامت کمک میکند و هم فرصتی برای تعامل اجتماعی است. همچنین شرکت در کنفرانسها و رویدادهای شبکهسازی، راهی عالی برای ارتباط با افراد همفکر است. تماسهای تصویری از طریق اسکایپ یا گوگل هنگآوت نیز میتوانند احساس انزوا را کاهش دهند.
اگر بتوانید بر این سه چالش غلبه کنید، در کار ریموت موفق خواهید بود. اما اگر نتوانید، شاید بهتر باشد که در مورد این سبک کاری تجدیدنظر کنید. برخی از کارمندان دورکار که نمیتوانند با این مشکلات کنار بیایند، راهحلی به نام فضاهای کار اشتراکی را انتخاب میکنند. این فضاها مانند دفاتر کار کوچکی هستند که برای کارمندان دورکار و کارآفرینان طراحی شدهاند. در این محیطها، همکارانی خواهید داشت که در کنار شما کار میکنند، اما مستقیماً همکار شما نیستند.
کار از خانه چالشهای زیادی دارد، اما اگر استراتژیهای درستی به کار بگیرید، میتوانید نهتنها از آن لذت ببرید، بلکه بازدهی بیشتری نیز داشته باشید.

