یکی از راههای مستقل شدن و راهاندازی کسبوکار شخصی، فریلنسینگ یا مشاورهی مستقل است. یک فریلنسر کسی است که برای یک کارفرمای مشخص کار نمیکند، بلکه خدمات خود را به چندین مشتری ارائه میدهد، چه با یک قیمت ثابت و چه بهصورت ساعتی. برای بسیاری از توسعهدهندگان نرمافزار، ایدهی فریلنسر شدن بسیار جذاب است، اما شروع این مسیر میتواند دشوار باشد. در بیشتر دوران حرفهایام، زمانی که کارمند بودم، رویای فریلنسر شدن را داشتم، اما با چالشهای ناشناختهای در مورد چگونگی گذار به این وضعیت مواجه بودم. میدانستم که بسیاری از توسعهدهندگان از این راه امرار معاش میکنند، اما نمیدانستم آنها چگونه مشتری پیدا میکنند و خدمات خود را تبلیغ میکنند. در این فصل، توصیههایی را که ایکاش هنگام شروع کار میدانستم، با شما در میان میگذارم. همچنین یک برنامهی عملی ارائه میکنم که میتوانید از آن برای ورود به دنیای فریلنسینگ یا ارتقای کسبوکار فعلیتان استفاده کنید.
شروع کار
اگر فصل قبلی دربارهی ترک شغل را خوانده باشید، میدانید که توصیه میکنم قبل از راهاندازی یک کسبوکار جدید بهطور تماموقت، یک کسبوکار جانبی را آغاز کنید. این موضوع بهویژه در مورد فریلنسینگ صادق است، زیرا شروع این مسیر و ایجاد جریان ثابت کاری میتواند بسیار دشوار باشد. یکی از بزرگترین نگرانیهای توسعهدهندگان فریلنسر این است که ممکن است کار کافی نداشته باشند و در نتیجه درآمدی نداشته باشند. بسیار استرسزا است که بدانید کار کافی برای پر کردن زمان خود ندارید یا پس از اتمام یک پروژه باید برای یافتن پروژهی جدید تلاش کنید. بهتر است از قبل پروژههایی در دست داشته باشید و به نقطهای برسید که مجبور شوید برخی پیشنهادها را رد کنید. تنها راه رسیدن به این مرحله، رشد تدریجی کسبوکار است. شما باید مشتریان بلندمدتی داشته باشید که بتوانید روی همکاری با آنها حساب کنید و همچنین جریان ثابتی از مشتریان جدید داشته باشید. نمیتوان انتظار داشت که یک روز بهطور ناگهانی وارد فریلنسینگ شوید و همه چیز بهطور خودکار برایتان فراهم شود. این فرایند نیازمند پرورش و توسعهی روابط در طول زمان است.
از کسی که میشناسید کمک بگیرید
چگونه شروع کنیم؟ چگونه اولین مشتری را پیدا کنیم؟ بهترین راه برای پیدا کردن مشتری، ارتباط با افرادی است که قبلاً میشناسید. کسانی که شما را میشناسند، بهویژه در ابتدای کار، احتمالاً بیشتر به شما اعتماد خواهند کرد. بدون ترک شغل فعلیتان، در شبکههای اجتماعی اعلام کنید که قصد دارید کسبوکار فریلنسری خود را آغاز کنید و به دنبال پروژه هستید. مشخص کنید که چه خدماتی ارائه میدهید و چه مشکلاتی را میتوانید حل کنید. (تخصصی شدن در این زمینه کمک بزرگی خواهد بود. برای اطلاعات بیشتر، فصل هفتم را ببینید.)
فهرستی از افرادی که ممکن است به خدمات شما علاقهمند باشند تهیه کنید و بهصورت شخصی برای آنها ایمیل بفرستید. در ایمیل توضیح دهید که دقیقاً چه کمکی میتوانید به آنها بکنید و چرا باید شما را برای انجام کار انتخاب کنند. هر چه تعداد افرادی که با آنها تماس میگیرید بیشتر باشد، احتمال پیدا کردن پروژه نیز افزایش مییابد. پیدا کردن پروژه بیشتر یک بازی اعداد است. از ارسال ایمیلهای پیگیری نترسید و هر از گاهی به افراد یادآوری کنید که آمادهی همکاری هستید. این پشتکار در بلندمدت نتیجه خواهد داد. هدف شما باید رسیدن به نقطهای باشد که تمام ساعاتی را که به این کسبوکار اختصاص دادهاید، با پروژههای مختلف پر کنید و حتی مجبور شوید برخی پیشنهادها را رد کنید. اگر نمیتوانید در حین کار تماموقت، کسبوکار فریلنسری خود را تا این حد توسعه دهید، احتمالاً نباید بهطور تماموقت وارد این حوزه شوید، زیرا پر کردن ۴۰ ساعت کاری در هفته، بهمراتب سختتر از پر کردن ۱۰ یا ۲۰ ساعت است.
بهترین راه برای جذب مشتریان
شاید متوجه شوید که تنها تعداد محدودی از دوستان و آشنایان شما به خدماتتان نیاز دارند، یا حتی هیچکس نیازی ندارد. اما نگران نباشید، روشهای دیگری نیز برای پیدا کردن مشتری وجود دارد. بسیاری از فریلنسرها خدمات خود را در سایتهای کاریابی تبلیغ میکنند یا از تبلیغات پولی استفاده میکنند، اما من میخواهم روشی را به شما معرفی کنم که بسیار سادهتر است و هزینهی زیادی ندارد—تنها عیب آن این است که به صبر و تلاش نیاز دارد.
تمرکز اصلی شما باید بر بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing) باشد. این روش یعنی به جای اینکه شما به دنبال مشتریان بروید، کاری کنید که آنها به دنبال شما بیایند. مهمترین راه برای انجام این کار، ارائهی محتوای ارزشمند رایگان است. داشتن یک وبلاگ میتواند یکی از بهترین راههای بازاریابی درونگرا باشد. شما میتوانید مقالاتی در وبلاگ خود منتشر کنید که افراد را جذب کرده و آنها را به خواندن محتوای شما ترغیب کند. سپس میتوانید آنها را به مشتری تبدیل کنید.
بازاریابی درونگرا روشهای دیگری نیز دارد: ارائهی وبینارهای رایگان، نوشتن کتاب، سخنرانی در کنفرانسها، حضور در پادکستها یا حتی راهاندازی پادکست خودتان. مشکل این روش این است که زمانبر است و شما به محتوای کافی نیاز دارید تا بتوانید تعداد کافی از مشتریان را جذب کنید. بنابراین، بهتر است از همین حالا شروع کنید و شغل اصلیتان را رها نکنید.
تعیین نرخ دستمزد
حالا که مشتریانی دارید یا شاید قبلاً برخی پروژهها را انجام دادهاید، سوال این است که چقدر باید دستمزد بگیرید؟ این یکی از سختترین چالشهای فریلنسرها است. بسیاری از فریلنسرها میزان دستمزدی را که میتوانند دریافت کنند، دست کم میگیرند.
فرض کنید در یک شغل کارمندی، ساعتی ۵۰ دلار درآمد دارید. شاید فکر کنید که میتوانید همین نرخ را بهعنوان فریلنسر دریافت کنید و همان سطح زندگی را حفظ کنید. اما اینطور نیست. در یک شغل کارمندی، کارفرما هزینههای اضافی مانند بیمه، مالیات و امکانات اداری را پرداخت میکند. بهعنوان فریلنسر، شما باید همهی این هزینهها را خودتان بپردازید. علاوه بر این، شما برای تمام ساعتهای کاری خود دستمزد نمیگیرید—برای مثال، وقتی در حال ارسال ایمیل یا یافتن مشتری هستید، درآمدی ندارید. بنابراین، ممکن است لازم باشد ساعتی ۷۵ تا ۱۰۰ دلار دریافت کنید تا همان میزان درآمد را حفظ کنید.
نرخ واقعی که میتوانید دریافت کنید، به میزان ارزشی که برای مشتری ایجاد میکنید بستگی دارد. اگر صرفاً بهعنوان یک مجری فنی خود را معرفی کنید، در رقابت قیمتی با دیگران قرار خواهید گرفت. اما اگر خود را بهعنوان فردی که به رشد و موفقیت مشتریان کمک میکند معرفی کنید، میتوانید نرخ بسیار بالاتری بگیرید. اینجا اهمیت تخصصی شدن مشخص میشود. با افزایش اعتبار و برند شخصی خود، میتوانید دستمزد بیشتری دریافت کنید. اگر هیچکدام از مشتریان نرخ شما را رد نمیکنند، احتمالاً باید آن را افزایش دهید.

