برای شش مرحله اول از فرآیند ده‌مرحله‌ای، تمرکز شما بر انجام تحقیقات کافی در ابتدای کار خواهد بود تا مطمئن شوید دقیقاً می‌دانید چه چیزی را قصد دارید یاد بگیرید و چگونه متوجه می‌شوید که کارتان تمام شده است. همچنین بهترین منابع را برای کمک به رسیدن به هدف خود انتخاب کرده و یک برنامه برای رسیدن به آن طراحی می‌کنید.
این شش مرحله ابتدایی فقط یک‌بار برای هر موضوعی که می‌خواهید درباره‌اش یاد بگیرید انجام می‌شوند. مراحل ۷ تا ۱۰ برای هر ماژولی که در برنامه یادگیری‌تان (که در مرحله ۵ تهیه می‌کنید) ایجاد می‌کنید، تکرار می‌شوند.
اگرچه مراحل ۱ تا ۶ فقط یک‌بار انجام می‌شوند، اما از مهم‌ترین مراحل هستند، چون موفقیت یا شکست آینده شما را تعیین می‌کنند. در این شش مرحله، تمام کارهای مقدماتی را انجام می‌دهید تا آماده شوید که واقعاً در مورد موضوع خود یاد بگیرید. هرچه پایه‌ریزی بهتری داشته باشید، رسیدن به هدف برایتان آسان‌تر خواهد بود.

مرحله ۱: تصویر کلی را دریافت کنید

یادگیری همیشه چالش‌برانگیز است، چون وقتی شروع به یادگیری درباره چیزی می‌کنید، آن‌قدر درباره‌اش نمی‌دانید که بفهمید دقیقاً باید چه چیزی را یاد بگیرید. وزیر دفاع سابق آمریکا، دونالد رامسفلد، درباره «ناشناخته‌های ناشناخته» صحبت کرد، یعنی چیزهایی که نمی‌دانید که نمی‌دانیدشان.
بیشتر توسعه‌دهندگان بدون اینکه حتی بدانند چه چیزی را نمی‌دانند، یک کتاب را باز می‌کنند و شروع به خواندن آن می‌کنند. آن‌ها این «ناشناخته‌های ناشناخته» را برای کشف در آینده رها می‌کنند. مشکل این رویکرد این است که احتمال زیادی دارد چیز اشتباهی را یاد بگیرید یا بیش از حد درگیر شوید. مهم است که حداقل کمی در مورد یک موضوع بدانید قبل از اینکه به آن بپردازید. در این صورت می‌توانید بفهمید دقیقاً چه چیزی را باید یاد بگیرید و بهترین روش انجام آن چیست.
در این مرحله، هدف شما این است که تصویر کلی از موضوعی که قصد یادگیری‌اش را دارید به دست آورید. نمای ۵۰ هزار پایی از این موضوع چیست؟ آیا می‌توانید به اندازه‌ای یاد بگیرید که بفهمید چه چیزهایی را نمی‌دانید و این موضوع چقدر گسترده است؟
فرض کنید می‌خواهید عکاسی دیجیتال را یاد بگیرید. ممکن است با جستجو در اینترنت برای تمام مطالب مرتبط با این موضوع شروع کنید و پست‌های وبلاگ و مقاله‌های مربوط به عکاسی دیجیتال را مرور کنید. احتمالاً در عرض چند ساعت می‌توانید درک خوبی از گستردگی موضوع و زیرموضوعات آن پیدا کنید.
برای تکمیل این مرحله، مقداری تحقیق پایه‌ای درباره موضوع مورد نظر انجام دهید. احتمالاً بیشتر این تحقیق را با جستجو در اینترنت می‌توانید انجام دهید. اگر کتابی درباره این موضوع دارید، می‌توانید فصل مقدماتی را ورق بزنید و مطالب را مرور کنید. ولی زمان زیادی برای این مرحله صرف نکنید. به یاد داشته باشید، هدف اینجا یادگیری موضوع نیست، بلکه فقط دریافت تصویر کلی از آن و درک حدود آن است.

مرحله ۲: تعیین محدوده

اکنون که حداقل کمی در مورد موضوع و وسعت آن می‌دانید، وقت آن رسیده که تمرکز خود را محدود کنید تا مشخص شود دقیقاً چه چیزی را می‌خواهید یاد بگیرید. در هر پروژه‌ای، تعیین محدوده آن پروژه مهم است تا بدانید چقدر بزرگ است و بتوانید مطابق آن آماده شوید. یادگیری نیز تفاوتی ندارد.
اگر با مثال یادگیری عکاسی دیجیتال ادامه دهیم، در این مرحله باید بفهمید موضوع چقدر گسترده است و چگونه می‌توانید آن را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید. نمی‌توانید همه چیز را درباره عکاسی دیجیتال در مدت زمان معقولی یاد بگیرید، پس باید تصمیم بگیرید روی چه حوزه‌هایی تمرکز کنید و محدوده یادگیری شما چه باشد. شاید بخواهید یاد بگیرید چگونه عکس پرتره بگیرید. این می‌تواند محدوده شما باشد.
یکی از اشتباهات رایج در یادگیری، غرق شدن در موضوعات بیش از حد گسترده است. یادگیری «فیزیک» به صورت کلی عملی نیست. این موضوع بیش از حد بزرگ و نامتمرکز است. باید محدوده‌ای که می‌خواهید یاد بگیرید را تعیین کنید. باید از اطلاعاتی که در مرحله قبل به دست آوردید استفاده کنید تا تمرکز خود را روی یک ناحیه کوچک‌تر و قابل مدیریت محدود کنید.
توجه داشته باشید که هر یک از این مثال‌ها موضوعی گسترده مثل C# را به یک تمرکز خاص محدود می‌کنند. ما یک موضوع نامحدود را به یک محدوده مشخص و هدفمند تبدیل می‌کنیم. همچنین در این مرحله، دلیلی برای یادگیری در قالب یک موضوع دارای محدوده مشخص تعیین می‌کنیم. مثلاً، شما می‌خواهید عکاسی یاد بگیرید، به‌طور خاص عکاسی دیجیتال، با هدف گرفتن عکس‌های پرتره. بیان دلیل یادگیری می‌تواند به تعیین محدوده کمک کند، چون افراد معمولاً به دلایل خاصی چیزی را یاد می‌گیرند.
در این مرحله، از اطلاعاتی که در مرحله اول جمع‌آوری کرده‌اید استفاده کنید تا محدوده مناسبی برای آنچه می‌خواهید یاد بگیرید تعیین کنید. از دلیل خود برای یادگیری استفاده کنید تا به شما در تعیین محدوده کمک کند.
ممکن است وسوسه شوید محدوده خود را بزرگ‌تر و کم‌تمرکزتر کنید، چون می‌خواهید در مورد زیرموضوع‌های مختلف یاد بگیرید، اما در برابر این وسوسه مقاومت کنید و سعی کنید تا حد ممکن متمرکز بمانید. فقط می‌توانید یک چیز را در یک زمان یاد بگیرید. بعداً همیشه می‌توانید به موضوعات فرعی دیگر بازگردید، اما فعلاً یک چیز با تمرکز محدود را انتخاب کرده و با آن جلو بروید.
یک نکته آخر در مورد این مرحله: از زمان‌بندی خود برای تعیین محدوده استفاده کنید. اگر فقط یک هفته وقت دارید، باید واقع‌بین باشید که در آن بازه زمانی چه چیزی را می‌توانید یاد بگیرید. اگر چند ماه وقت دارید، ممکن است بتوانید موضوع بزرگ‌تری را پیگیری کنید. محدوده موضوع خود را تا اندازه مناسبی کاهش دهید که با هدف کلی یادگیری شما و زمانی که در اختیار دارید سازگار باشد.

مرحله ۳: تعریف موفقیت

قبل از شروع هر تلاش بزرگی، بسیار مهم است که موفقیت را تعریف کنید. بدون اینکه بدانید موفقیت چه شکلی دارد، هم هدف‌گذاری سخت می‌شود و هم تشخیص اینکه آیا به هدف رسیده‌اید یا نه. قبل از اینکه سعی کنید چیزی یاد بگیرید، باید تصویر روشنی از موفقیت در ذهن داشته باشید. وقتی بدانید هدف شما چیست، می‌توانید راحت‌تر از آن نقطه به عقب بازگردید و گام‌هایی را که باید برای رسیدن به آن بردارید، مشخص کنید.
باز هم اگر از مثال یادگیری عکاسی دیجیتال استفاده کنیم، ممکن است تصمیم بگیرید که معیار موفقیت خوب این است که بتوانید از تمام ویژگی‌های دوربین دیجیتال خود استفاده کنید، بتوانید آن‌ها را توصیف کنید و بفهمید چه زمانی و چرا باید از هر ویژگی استفاده کرد.
هدف این مرحله این است که به یک بیانیه واضح و مختصر برسید که موفقیت در تلاش یادگیری شما را تعریف کند. بسته به چیزی که سعی در یادگیری آن دارید، این بیانیه ممکن است کاملاً متفاوت باشد، اما باید مطمئن شوید که مجموعه‌ای خاص از معیارهای موفقیت دارید که می‌توانید با استفاده از آن‌ها ارزیابی کنید که آیا به هدف یادگیری‌تان رسیده‌اید یا نه.
معیارهای موفقیت خوب، خاص هستند نه مبهم. بیانیه مبهمی درباره آنچه می‌خواهید به آن برسید ارائه ندهید. در عوض، نتیجه مشخص یا کاری را که باید پس از رسیدن به هدف بتوانید انجام دهید، فهرست کنید.
معیارهای موفقیت شما در درجه اول با توجه به چیزی که می‌خواهید از تجربه یادگیری به دست آورید تعیین می‌شوند. فقط مطمئن شوید که چیزی است که در پایان این فرآیند می‌توانید ارزیابی‌اش کنید تا مطمئن شوید به هدف رسیده‌اید. معیارهای موفقیت خوب همچنین با دادن یک هدف مشخص، شما را در مسیر نگه می‌دارند.

مرحله ۴: یافتن منابع

یادتان هست زمانی که در مدرسه باید گزارشی درباره یک موضوع می‌نوشتید؟ اگر تمام گزارش را می‌نوشتید و فقط یک منبع – فقط یک کتاب – برای اطلاعات‌تان ارائه می‌دادید، چه اتفاقی می‌افتاد؟ احتمالاً یک نمره صفر بزرگ می‌گرفتید. پس چرا امروز بسیاری از ما دقیقاً همین کار را هنگام یادگیری انجام می‌دهیم؟ فقط یک کتاب درباره یک موضوع می‌خوانیم یا فقط از یک منبع برای تمام تحقیقات‌مان استفاده می‌کنیم.
در مورد عکاسی دیجیتال، ممکن است با دفترچه راهنمای دوربین‌تان شروع کنید، اما نباید به آن بسنده کنید. احتمالاً می‌توانید وب‌سایت‌های زیادی پیدا کنید که به عکاسی دیجیتال یا حتی برند خاص دوربین شما اختصاص دارند. همچنین می‌توانید در آمازون برای کتاب‌هایی درباره عکاسی دیجیتال جستجو کنید و حتی کارشناسانی را پیدا کنید که می‌توانید از آن‌ها مشاوره بگیرید.
به‌جای اینکه فقط یک کتاب را درباره یک موضوع بخوانید، سعی کنید منابع متعددی برای یادگیری جمع‌آوری کنید. منابع می‌توانند شکل‌های مختلفی داشته باشند، نه فقط کتاب. امروزه، با در دسترس بودن گسترده اینترنت و محتوای مختلف در آن، می‌توانید منابع زیادی برای تقریباً هر موضوعی که می‌خواهید یاد بگیرید پیدا کنید.
در این مرحله می‌خواهید تا جای ممکن منابع مختلف برای یادگیری موضوع انتخابی خود پیدا کنید. فعلاً نگران کیفیت منابع نباشید. این مرحله شبیه به طوفان فکری است. بعداً منابع‌تان را فیلتر و بهترین‌ها را انتخاب می‌کنید، اما در حال حاضر هدف شما جمع‌آوری بیشترین منابع ممکن است.
یکی از بهترین راه‌ها برای این کار این است که پشت کامپیوترتان بنشینید و شروع به جستجوی موضوع مورد نظر در اینترنت کنید. من معمولاً جستجوی خود را با آمازون شروع می‌کنم تا ببینم چند کتاب می‌توانم پیدا کنم و سپس در گوگل به دنبال ویدیوها، مقالات وبلاگی، پادکست‌ها یا محتوای مفید دیگر می‌گردم. حتی می‌توانید به روش سنتی‌تر عمل کنید و به کتابخانه بروید. مهم این است که انواع منابع مختلف را پیدا کنید. نمی‌خواهید تحت‌تأثیر دیدگاه‌های یک منبع خاص باشید و می‌خواهید به حداکثر اطلاعات ممکن دسترسی داشته باشید.

ایده‌هایی برای منابع:

❂ کتاب‌ها
❂ پست‌های وبلاگ
❂ ویدیوهای آنلاین
❂ کارشناسان یا افراد آگاه در آن زمینه
❂ پادکست‌ها
❂ کد منبع
❂ پروژه‌های نمونه
❂ مستندات آنلاین

مرحله ۵: ایجاد یک برنامه یادگیری

تا به حال توجه کرده‌اید که بیشتر کتاب‌ها به فصل‌هایی تقسیم شده‌اند که به ترتیب خاصی مطالب را دنبال می‌کنند؟ کتاب‌های فنی خوب، ابتدا پایه‌ای می‌سازند و سپس در هر فصل بعدی بر آن پایه افزوده می‌شود.
اکنون که منابعی در اختیار دارید، می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید تا بفهمید چه چیزهایی را باید یاد بگیرید و به چه ترتیبی باید یاد بگیرید.
تا الان باید ایده خوبی از زیرموضوعاتی که می‌خواهید درباره عکاسی دیجیتال یاد بگیرید داشته باشید. باید مطالبی را که درباره عکاسی دیجیتال دارید، مرور کرده و راهی برای تقسیم آن به بخش‌های کوچک‌تر پیدا کنید.
برای بیشتر موضوعات، مسیر طبیعی برای یادگیری وجود دارد. از نقطه A شروع می‌کنید، به B می‌روید و در نهایت به Z می‌رسید. یادگیری بخش‌های تصادفی از اطلاعات سودی ندارد. باید مسیر درستی را پیدا کنید که شما را در کمترین زمان از نقطه A به نقطه Z می‌رساند، در حالی که همه ایستگاه‌های مهم را در مسیر طی می‌کنید.

مسیر صحیح یادگیری را پیدا کنید

برای این مرحله، باید مسیر یادگیری مخصوص خود را طراحی کنید. به آن مانند فهرست مطالب کتابی درباره آن موضوع فکر کنید. در واقع، مسیر یادگیری شما احتمالاً بسیار شبیه به فهرست مطالب یک کتاب خواهد بود. اساساً می‌خواهید به مجموعه‌ای از ماژول‌ها برسید که به‌صورت جداگانه روی یادگیری آن‌ها تمرکز می‌کنید تا به هدف نهایی‌تان برسید.
راه خوبی برای ایجاد برنامه یادگیری این است که ببینید دیگران چگونه آن موضوع را آموزش می‌دهند. وقتی روی این مرحله کار می‌کنم، معمولاً به فهرست مطالب چند کتابی که در مرحله ۴ به عنوان منبع انتخاب کرده‌ام نگاه می‌کنم. اگر پنج نویسنده مختلف مطالبشان را به ماژول‌های مشابه و ترتیب مشابهی تقسیم کرده باشند، احتمالاً برنامه یادگیری من هم باید از رویکرد مشابهی پیروی کند.
این به این معنا نیست که فقط فهرست مطالب یک کتاب را کپی کنید و آن را برنامه یادگیری‌تان بنامید. بسیاری از کتاب‌ها مطالب بیشتری از چیزی که برای رسیدن به هدف خود نیاز دارید پوشش می‌دهند و بسیاری از آن‌ها هم سازماندهی ضعیفی دارند. با نگاهی به تمام منابعی که جمع‌آوری کرده‌اید، می‌توانید تصویر کلی بهتری از محتوای مورد نیاز و ترتیب یادگیری آن به دست آورید.

مرحله ۶: فیلتر کردن منابع

اکنون که می‌دانید چه چیزی را می‌خواهید یاد بگیرید و به چه ترتیبی، وقت آن است که منابعی را انتخاب کنید که برای انجام این کار از آن‌ها استفاده خواهید کرد. در مرحله ۴، همه منابع ممکن درباره موضوع‌تان را جمع‌آوری کردید. شما از آن منابع در مرحله ۵ برای ایجاد برنامه یادگیری شخصی خود استفاده کردید. اما حالا وقت آن رسیده که آن منابع را به تعدادی محدود و ارزشمند کاهش دهید که به شما در رسیدن به هدفتان کمک می‌کنند.
در این مرحله احتمالاً کتاب‌ها، پست‌های وبلاگ و منابع زیادی برای یادگیری عکاسی دیجیتال در اختیار دارید، اما مشکل این است که نمی‌توانید از همه آن‌ها استفاده کنید. بسیاری از اطلاعات تکراری‌اند و همه آن‌ها با برنامه یادگیری شما سازگار نیستند. منطقی نیست که سعی کنید ۱۰ کتاب و ۵۰ پست وبلاگ را بخوانید — حتی اگر این کار را بکنید، بخش زیادی از اطلاعات تکراری خواهد بود. مهم است که منابع خود را به فهرستی کوچک‌تر از بهترین‌ها کاهش دهید که شما را در رسیدن به هدفتان یاری می‌کنند.
به این صورت فکر کنید: در مرحله ۶، شما مثل مربی بسکتبال هستید که تیم اصلی را از بین بازیکنان انتخاب می‌کند. مطمئناً دوست دارید به همه فرصت دهید، اما این ممکن نیست. باید منابع خود را به تعداد قابل مدیریت کاهش دهید. در این مرحله، همه منابعی را که در مرحله ۴ جمع‌آوری کردید مرور کنید و ببینید کدام‌یک محتوایی دارند که بهتر از همه با محتوای برنامه یادگیری شما سازگار است. همچنین بررسی‌ها را بخوانید و سعی کنید منابعی را که کیفیت بالاتری دارند شناسایی کنید.
من معمولاً بررسی‌های کاربران در آمازون را برای کتاب‌هایی که در نظر دارم مطالعه کنم می‌خوانم و آن‌ها را به یکی دو کتاب برتر که بیشترین ارزش را برایم دارند محدود می‌کنم.
وقتی این مرحله را کامل کردید، آماده‌اید که وارد اولین ماژول از برنامه یادگیری‌تان شوید. شما مراحل ۷ تا ۱۰ را برای هر ماژول برنامه یادگیری خود تکرار خواهید کرد تا به مقصد نهایی برسید.