همه‌ی ما با «بودجکتور» مواجه شده‌ایم. این همان زمانی است که تصمیم‌های منطقی فنی کنار گذاشته می‌شوند تا هزینه‌ها کاهش یابند. مکالمه معمولاً این‌گونه پیش می‌رود:

آیا واقعاً به X نیاز داریم؟
این را حامی مالی پروژه می‌پرسد.

به‌جای “X” می‌توانید هر چیزی که برای عملکرد صحیح سیستم ضروری است را قرار دهید: مجوزهای نرم‌افزاری، سرورهای پشتیبان، نسخه‌های پشتیبان خارج از سایت یا منبع تغذیه. این سؤال همیشه با لحنی سرپرستانه مطرح می‌شود، انگار که بزرگ‌ترها ما را در حال هدر دادن پول توجیبی‌مان روی کتاب‌های مصور و آدامس بادکنکی گرفته‌اند، در حالی که آن‌ها مشغول خرید سطل‌های بیشتری برای حمل سودهایشان هستند.

پاسخ صحیح به این سؤال این است: بله، نیاز داریم.” اما تقریباً هیچ‌وقت این پاسخ داده نمی‌شود.

چرا که ما به‌عنوان مهندس آموزش دیده‌ایم و مهندسی یعنی ایجاد توازن میان نیازها. ما خوب می‌دانیم که به لوکس‌هایی مثل منبع تغذیه واقعاً نیاز نداریم، البته تا زمانی که در مرکز داده، تعداد کافی چرخ‌ و فلک همستر و کارآموز ارزان داشته باشیم. بنابراین، به‌جای پاسخ صریح، می‌گوییم:

خب، می‌توان بدون سرور دوم هم کار کرد، البته اگر بتوانید با توقف‌های دوره‌ای برای نگهداری و خرابی‌های ناشی از تغییر تصادفی یک بیت در حافظه کنار بیایید. البته اگر حافظه‌ی دارای بررسی و تصحیح خطا داشته باشیم، این مشکل حل می‌شود، اما همچنان باید نگران کرش سیستم‌عامل باشیم که تقریباً هر سه روز و نه ساعت یک بار اتفاق می‌افتد. بنابراین، باید راه‌اندازی مجدد شبانه داشته باشیم. کارآموزان می‌توانند این کار را وقتی از چرخاندن چرخ‌های همستر فارغ شدند، انجام دهند.”

همه‌ی این‌ها ممکن است کاملاً درست باشند، اما کاملاً اشتباه‌ترین پاسخ ممکن‌اند. زیرا حامی مالی بعد از شنیدن واژه‌ی خب دیگر گوش نمی‌دهد.

مشکل اینجاست که شما نقش خود را به‌عنوان یک مهندس می‌بینید، در حالی که حامی مالی کاملاً آگاه است که در حال مذاکره است. شما به‌دنبال حل مسئله به‌صورت مشارکتی هستید، اما او به‌دنبال یک تاکتیک برد-باخت است. و در مذاکره، اولین اشتباه این است که در مقابل اولین خواسته، امتیاز بدهید.

در واقع، پاسخ درست به سؤال آیا واقعاً نیاز داریم؟ این است:

بدون سرور دوم، سیستم حداقل روزی سه بار در حساس‌ترین لحظات، مانند زمانی که تحت بیشترین فشار است یا در حین ارائه به هیئت‌مدیره، به‌طور کامل سقوط خواهد کرد. در حقیقت، ما به چهار سرور نیاز داریم تا بتوانیم یک جفت سرور را در هر لحظه بدون کاهش ظرفیت از مدار خارج کنیم، حتی اگر یکی از سرورهای باقی‌مانده هم ناگهان از کار بیفتد.”

البته، هر دوی ما می‌دانیم که سرور سوم و چهارم واقعاً ضروری نیستند. این یک تاکتیک مذاکره‌ای برای منحرف کردن توجه حامی مالی است. شما با این پاسخ نشان می‌دهید که از قبل در پایین‌ترین و خطرناک‌ترین سطح ممکن فعالیت می‌کنید. و البته، اگر این دو سرور اضافی را دریافت کنید، همیشه می‌توانید یکی را برای محیط آزمایشی و دیگری را به‌عنوان سرور بیلد استفاده کنید.

نویسنده: Michael Nygard