به عنوان یک توسعهدهنده نرمافزار، شما در موقعیت منحصر به فردی قرار دارید که نه تنها میتوانید یک مفهوم یا ایده جدید را تصور کنید، بلکه میتوانید خودتان آن را ایجاد کنید. بسیاری از توسعهدهندگان نرمافزار به همین دلیل تصمیم میگیرند که کارآفرین شوند و محصولات خود را بسازند. سایر کارآفرینان مجبورند برای تحقق ایدههایشان افراد دیگری را استخدام کنند—و همانطور که میدانید، توسعه نرمافزار سفارشی میتواند هزینهبر باشد.
نه تنها میتوانید به عنوان یک توسعهدهنده نرمافزار محصولی نرمافزاری ایجاد کنید، بلکه میتوانید یک محصول اطلاعاتی مانند یک کتاب یا ویدیو نیز تولید کنید.
در این فصل، من به شما کمک میکنم تا آنچه را که برای ایجاد اولین محصول خود نیاز دارید بیاموزید و در مسیر طولانی و پرچالش کارآفرینی قدم بگذارید. اما هشدار میدهم، مسیری که در پیش دارید آسان نخواهد بود.
یافتن مخاطب
بسیاری از توسعهدهندگان نرمافزار که برای اولین بار وارد حوزه کارآفرینی میشوند، مرتکب این اشتباه رایج میشوند که قبل از پیدا کردن مخاطب برای محصول خود، شروع به ساخت آن میکنند. اگرچه ممکن است ساختن محصول در ابتدا منطقی به نظر برسد، اما باید از این دام اجتناب کنید؛ در غیر این صورت، ممکن است راهحلی برای مشکلی که وجود ندارد ایجاد کنید.
هر محصولی که ایجاد میشود—از جمله این کتاب—مشکلی خاص را حل میکند. محصولی که مشکلی برای حل نداشته باشد، هدفی ندارد و بدون هدف، مشتری هم نخواهد داشت، که در نهایت به معنای عدم کسب درآمد برای شماست. برخی محصولات مشکلات بسیار خاصی را برای گروههای خاصی از افراد حل میکنند—برای مثال، یک نرمافزار برای کمک به دندانپزشکان در مدیریت بیمارانشان یا کتابی برای آموزش توسعهدهندگان نرمافزار جهت استفاده از چارچوب .NET Unity. سایر محصولات مشکلات عمومیتری مانند بیحوصلگی را حل میکنند. محصولات سرگرمی مانند برنامههای تلویزیونی و بازیهای ویدیویی در این دسته قرار میگیرند. اما فارغ از اینکه محصول چه مشکلی را حل میکند، آن مشکل و مخاطبانی که با آن مشکل مواجهاند باید پیش از ساخت محصول شناسایی شوند.
اگر قصد دارید محصولی ایجاد کنید، اولین قدم شناسایی مخاطبان خاصی است که میخواهید برای آنها راهحلی ارائه دهید. ممکن است ایده کلی درباره مشکلی که میخواهید حل کنید داشته باشید، اما در بسیاری از موارد نیاز به تحقیق بیشتری خواهید داشت تا به مشکلی رایج برسید که یا حل نشده یا به درستی حل نشده است.
به مکانهایی بروید که مخاطبان شما در آن حضور دارند و با جوامعی که در آن مشارکت میکنند تعامل داشته باشید تا متوجه شوید چه مشکلات رایجی وجود دارد. چه مسائلی را بارها و بارها مشاهده میکنید؟
محصولات به مشتری نیاز دارند
من متوجه شدم که بسیاری از توسعهدهندگان نرمافزار از من میپرسند که چگونه میتوانند در صنعت شناخته شوند و نام خود را مطرح کنند. بسیاری از توسعهدهندگانی که از وبلاگ من بازدید میکردند، سؤالاتی در این زمینه مطرح میکردند. من مشاهده کردم که توسعهدهندگان در یادگیری نحوه بازاریابی خود با مشکل مواجه هستند. (در مورد من، مخاطبانم مستقیماً از طریق وبلاگم مشکلاتشان را با من در میان میگذاشتند، که این کار را برایم آسانتر میکرد—و این خود دلیل دیگری برای داشتن یک وبلاگ است.)
به همین دلیل، تصمیم گرفتم محصولی برای حل این مشکل ایجاد کنم. من برنامهای به نام “چگونه خود را به عنوان یک توسعهدهنده نرمافزار بازاریابی کنیم” ایجاد کردم. این محصول مشکلی مشخص را برای مخاطب هدفم حل میکرد، بنابراین قبل از صرف وقت برای ایجاد آن، میدانستم که موفق خواهد شد.
بسیاری از توسعهدهندگان برعکس عمل میکنند—ابتدا محصولی میسازند که هنوز مخاطبی ندارد، و سپس تلاش میکنند برای آن مخاطب پیدا کنند. این روش پرریسک است، زیرا شروع با پاسخ و جستجوی سؤال بسیار دشوارتر است.
آزمایش بازار
پس از مشخص کردن مخاطبان و نحوه حل مشکل آنها، یک مرحله دیگر باقی میماند: تأیید محصول از طریق آزمایش بازار و بررسی اینکه آیا مشتریان بالقوه واقعاً حاضرند برای آن پول بپردازند.
چگونه این کار را انجام دادم؟ به سادگی از مردم خواستم که قبل از ایجاد محصول، برای آن پول بپردازند. به مخاطبانم گفتم که قصد دارم این محصول را ایجاد کنم و پیشنهاد دادم که اگر قبل از تولید آن را پیشخرید کنند، تخفیف بزرگی دریافت خواهند کرد. این کار به من این امکان را داد که ببینم آیا کسی واقعاً حاضر است برای آن پول بپردازد یا خیر. من میدانستم که اگر توسعهدهندگان حاضر باشند سه ماه یا بیشتر قبل از انتشار محصول برای آن هزینه کنند، فروش آن پس از عرضه رسمی کار دشواری نخواهد بود.
بنابراین، شما نیز میتوانید یک صفحه فروش ساده راهاندازی کنید که در آن درباره محصول خود و مشکلی که حل میکند صحبت کنید. قیمت تخفیفی ارائه دهید تا افراد علاقهمند بتوانند محصول را پیشخرید کنند. همچنین، یک ضمانت بازگشت وجه ارائه دهید تا مشتریان بالقوه بدانند که اگر محصول ارائه نشد یا از آن راضی نبودند، میتوانند پول خود را پس بگیرند.
شروع کوچک
من بارها به شما تأکید کردهام که بدون برنامهریزی، شغل خود را ترک نکنید و به دنبال کارآفرینی نروید، و یکبار دیگر این نکته را یادآوری میکنم که باید کوچک شروع کنید. بسیاری از کارآفرینان تازهکار اهداف بیش از حد بلندپروازانهای برای اولین محصول خود در نظر میگیرند و همه چیز را برای دنبال کردن رؤیای جدیدشان رها میکنند.
باید بدانید که اولین تلاش کارآفرینی شما احتمالاً شکست خواهد خورد. و شاید دومین و سومین تلاش شما نیز. ممکن است تا زمانی که چندین شکست را تجربه نکنید، موفقیت واقعی را نبینید. اگر همه چیز خود را روی یک پروژه بزرگ بگذارید و روی موفقیت آن شرط ببندید، ممکن است خود را در موقعیتی قرار دهید که دیگر منابع—یا حتی انگیزه—برای تلاش مجدد نداشته باشید. این کار را نکنید. در عوض، از مقیاس کوچک شروع کنید و اولین محصول خود را در کنار شغل اصلیتان توسعه دهید.
شروع به کار
شاید همه این مطالب عالی به نظر برسند، اما نمیدانید از کجا شروع کنید. نگران نباشید؛ من هم در زمانی که اولین محصولم را ایجاد کردم، همین احساس را داشتم. اما امروزه، فروش آنلاین آسانتر از همیشه شده و منابع زیادی برای کمک به شما وجود دارد.
پیشنهاد میکنم چند کتاب در این زمینه بخوانید. میتوانید به وبلاگ رامیت ستی در iwillteachyoutoberich.com مراجعه کنید. همچنین، مطالعه کتاب The Lean Startup نوشته اریک ریس میتواند به شما ایدههایی درباره ایجاد کسبوکارهای کوچک بدهد.
اما بخش بزرگی از آموزش شما از طریق تجربه و شکست خواهد بود. باید اقدام کنید، ببینید چرا موفق نشدید، و سپس روش دیگری را امتحان کنید. اکثر کارآفرینانی که محصولات موفق ایجاد میکنند، همین کار را انجام دادهاند.

