اگر میخواهید در نویسندگی موفق باشید، باید با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنید. امیدوارم که همین حالا که این کلمات را میخوانید، دقیقا همین کار را با شما انجام دهم. من میتوانستم این فصل را به شکل بسیار متفاوتی شروع کنم، اما این کار را نکردم، زیرا میخواستم با صحبت مستقیم با شما، ارتباطی قدرتمندتر ایجاد کنم.
اگر کارم را درست انجام داده باشم، در حال حاضر که این متن را میخوانید، احساس میکنید که دارم با شما صحبت میکنم، نه اینکه فقط چیزی برایتان بیان کنم. کلمات فقط اطلاعات نیستند. کلمات بوم قدرتمندی هستند که صدای شما را به فرد دیگری منتقل میکنند. گاهی اوقات وقتی آنچه را که نوشتهام میخوانید، واقعیتر از زمانی است که همان کلمات را برایتان میگویم. از طریق کلمات خود میتوانید صدایتان را منتقل کنید، و اگر آن صدا جالب باشد، توجه خواننده را جلب کند و در این مسیر ارزشی به او ارائه دهد، آنها با شما ارتباط برقرار خواهند کرد و شما آنها را جذب خواهید کرد.
چرا کتابها و مقالات مهم هستند
آیا تا به حال اصطلاح «او کتاب این موضوع را نوشته» را شنیدهاید؟ کتابها، بهویژه، وزن خاصی دارند. نوشتن یک کتاب به خودی خود به فردی که آن را نوشته، اعتبار میبخشد. منطقی است که اگر میخواهید در صنعت خود فردی معتبر دیده شوید، باید یک کتاب بنویسید. همین موضوع درباره مقالاتی که در یک مجله توسعه نرمافزار منتشر شدهاند نیز صادق است. بیشتر افراد فرض میکنند که اگر کسی کتابی نوشته یا مقالهای در مورد یک موضوع خاص منتشر کرده است، پس احتمالا در آن موضوع متخصص است. اگر به دنبال بازاریابی شخصی خود هستید، دیده شدن به عنوان یک متخصص قطعا ضرری نخواهد داشت.
اما فراتر از اعتباری که از چاپ نامتان روی جلد چند صفحه کاغذ به دست میآورید، یک کتاب وسیلهای برای انتقال پیام شما به روشی بسیار هدفمند و متمرکز است. وقتی کسی برای خواندن یک کتاب وقت میگذارد، توجه کاملش را برای مدت طولانی به شما اختصاص میدهد. خواندن یک کتاب میتواند ۱۰ تا ۱۵ ساعت طول بکشد. بهسختی میتوانید رسانهای دیگر پیدا کنید که کسی این مقدار زمان را صرف شنیدن پیام شما کند. با یک کتاب، شما این امکان را دارید که پیام خود را بهطور کامل و بدون اختصار به خوانندگانتان منتقل کنید.
اگرچه مقالات مجلات امکان انتقال این حجم از محتوا را به خوانندگان نمیدهند، اما همچنان این فرصت را فراهم میکنند که پیام خود را در مدتزمان بیشتری نسبت به یک پست وبلاگی منتقل کنید—و همچنین میزان توزیع آنها میتواند قابل توجه باشد.
کتابها و مجلات درآمدزا نیستند
بسیاری از توسعهدهندگان نرمافزار در مورد دلایل نوشتن کتاب دچار اشتباه میشوند و فرض میکنند که نویسندگان کتابها و مقالات مجلات درآمد زیادی از نوشتههای خود دارند. اما حقیقت ساده این است که شما برای کسب درآمد کتاب نمینویسید. شما برای افزایش اعتبار خود کتاب مینویسید.
بسیار نادر است که یک کتاب درآمد قابل توجهی کسب کند، و نویسنده تنها بخش کوچکی از درآمد حاصل را دریافت میکند. اکثر مجلات فقط مبلغ کمی بابت مقالهای که زمان زیادی برای نوشتن و ویرایش آن صرف شده است، پرداخت میکنند. بنابراین، روی کسب ثروت مستقیم از نوشتن کتاب یا مقالات مجله حساب باز نکنید، مگر اینکه خیلی خوششانس باشید و کتابی پرفروش منتشر کنید.
اما فقط به این دلیل که مستقیما پول دریافت نمیکنید، به این معنی نیست که انتشار آثار شما سودآور نیست. همانطور که قبلا اشاره کردم، مزیت اصلی نوشتن کتاب یا مقاله در یک مجله، توزیع گسترده و اعتباری است که از طریق انتشار به دست میآورید. صنعت نشر بهنوعی دروازهبان کیفیت است. اگر بتوانید از این دروازه عبور کنید و به طرف دیگر برسید، فرصتهای سودآور زیادی بهصورت غیرمستقیم برای شما ایجاد خواهد شد.
نویسندگان منتشر شده بهراحتی دعوتنامههایی برای سخنرانی در کنفرانسها دریافت میکنند و میتوانند خود را بهعنوان یک متخصص در حوزه خاصی معرفی کنند، که این موضوع میتواند منجر به جذب مشتریان بیشتر و پیشنهادات شغلی بهتر شود.
چگونه منتشر شوید
باید اعتراف کنم که این اولین کتاب من است که بهصورت سنتی منتشر شده، اما از صحبت با بسیاری از نویسندگان دیگر میدانم که انتشار کتاب کار آسانی نیست—بهویژه برای اولین کتابتان. ناشران زیادی حاضر به ریسک کردن روی یک نویسنده کاملا ناشناخته نیستند، و ریسک بزرگی وجود دارد که نویسنده حتی نتواند کتاب را به پایان برساند—چون این کار اصلا آسان نیست.
بهترین راه برای ایجاد فرصت انتشار کتاب این است که موضوعی مشخص داشته باشید که میدانید برای آن بازار وجود دارد و بتوانید تخصص خود را در آن زمینه نشان دهید. اگر برند شخصی خود را در یک حوزه خاص ایجاد کرده باشید، انجام این کار بسیار آسانتر خواهد بود، زیرا میتوانید یک حوزه کوچک تخصصی را انتخاب کنید که رقابت زیادی در آن وجود ندارد. هرچه موضوع شما متمرکزتر و محدودتر باشد، اثبات تخصص شما آسانتر خواهد بود، اما در عین حال، مخاطبان بالقوه شما نیز کمتر خواهند شد، بنابراین باید تعادلی مناسب پیدا کنید که برای ناشر جذاب باشد.
همچنین باید از قبل اقداماتی برای شناخته شدن در آن بازار انجام دهید. پیشنهاد میکنم که با راهاندازی یک وبلاگ و ارسال مقالات برای مجلات کوچکتر شروع کنید. با افزایش اعتبار و سابقه خود، میتوانید به سمت انتشارات بزرگتر بروید. ناشران کتاب و مجله ترجیح میدهند با نویسندگانی کار کنند که از قبل مخاطبان زیادی دارند، زیرا این موضوع به معنای مشتریان تضمینشده برای کتاب است. شما میتوانید با نشان دادن اندازه مخاطبان خود، خود را برای هر ناشری جذابتر کنید.
در نهایت، باید یک پیشنهاد (یا خلاصه مقاله برای مجله) قوی داشته باشید که بهخوبی نوشته شده باشد و هدف کتاب، مخاطب هدف، دلیل موفقیت آن، و اعتبار شما را بهعنوان بهترین نویسنده برای آن کتاب مشخص کند. هرچه استدلال بهتری ارائه دهید، شانس پذیرش پیشنهادتان بیشتر خواهد بود.
خود انتشاری
نشر سنتی تنها گزینه شما نیست. امروزه نویسندگان بیشتری با خودانتشاری به موفقیت میرسند—بهویژه اگر از قبل مخاطبانی داشته باشند. من چند کتاب اولم را بهصورت خودانتشار منتشر کردم و توانستم در فروش آنها موفق باشم. من منابع و توزیع یک ناشر بزرگ را نداشتم، اما هزینههای سربار آنها را نیز نداشتم و توانستم تقریبا همه درآمد حاصل از کتابها را برای خود نگه دارم.
خودانتشاری راهی عالی برای شروع است، زیرا میتوانید آن را بهطور کامل بهتنهایی انجام دهید و روند آن ساده است. همچنین راهی خوب برای این است که متوجه شوید آیا واقعا توانایی نوشتن یک کتاب را دارید یا نه، قبل از اینکه وارد قراردادی با یک ناشر شوید که دارای ضربالاجلهای سختگیرانه است.
خدمات زیادی برای کمک به خودانتشاری کتاب وجود دارد. یک سرویس محبوب برای برنامهنویسان Leanpub است که به شما امکان میدهد کتاب خود را با زبانی ساده به نام Markdown بنویسید و آنها کارهای مربوط به قالببندی و فروش آن را انجام میدهند. همچنین میتوانید کتاب خود را از طریق Kindle Direct Publishing آمازون یا خدماتی مانند Smashwords و BookBaby در بازارهای مختلف منتشر کنید.
دو دوست من که خودشان کتاب منتشر کردهاند، سالانه بین ۱۰,۰۰۰ تا ۲۰,۰۰۰ دلار از فروش کتابهای خود درآمد دارند. این میتواند درآمد مکمل خوبی باشد و درعینحال اعتبار شما را افزایش دهد، هرچند نشر سنتی همچنان ارزش بیشتری دارد.

